خطیب قوص
لغت نامه دهخدا
خطیب قوص. [ خ َ ب ِ ق َ ] ( اِخ ) محمدبن عبدالرحمن بن محمد نخعی. ملقب به قطب الدین و مشهور به خطیب قوص، بسال 686 هَ. ق. زاده شد و از جمله شاعرانی بود که از خاندان بزرگان و خطیبان قوص ( قوص شهریست در صعید مصر ) برخاست و مدتها بشغل خطابت و حکم بدانجا گذران کرد. او را اخبار بسیار است. ( از اعلام زرکلی چ 2 ج 7 ص 65 ).
فرهنگ فارسی
محمد بن عبدالرحمن بن محمد نخعی ملقب به قطب الدین و مشهور به خطیب قوص بسال ۶۸۶ ه. ق. زاده شد و از جمله شاعرانی بود که از خاندان بزرگان و خطیبان قوص برخاست و مدتها بشغل خطابت و حکم بدانجا گذران کرد.
جمله سازی با خطیب قوص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همی درخت نماند ز بس که او سازد ازو عدو را دار و خطیب را منبر
💡 چون خطبة جلال تو خوانند قدسیان نه آسمان خطیب ترا منبری کند
💡 به دولت تو گرفتی همه ولایت روم خطیب و منبر جای صلیب و جای صنم
💡 امیر ظالم جاهل که خون خلق خورد چگونه عالم و عادل شود به قول خطیب
💡 اکنون چو بلبلست خطیب ای عجب مرا گلبن ز گل همی همه شب طیلسان کند
💡 چون عزل مرد هست بجای طلاق زن خرم کسیکه قاضی و شیخ و خطیب نیست