لغت نامه دهخدا
خطوط سیما. [ خ ُ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطوط موجود در صورت. چین و چروک صورت. خطوط چهره. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خطوط سیما. [ خ ُ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطوط موجود در صورت. چین و چروک صورت. خطوط چهره. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خطوط موجود در صورت چین و چروک صورت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راپیدوگراف یا قلم فنی نوعی از قلم است که برای ترسیم خطوط با عرض مشخص در مهندسی و هنر گرافیک بکار میرود.
💡 یک ایستگاه از خط مرکزی و از خطوط متروی لندن است که در منطقه سون کینگز قرار دارد.
💡 واقعیت یک متن باید قابل درک باشد، خواه به وسیله حواس مانند درک خطوط، اشکال و ایماها و اشارهها یا ادراک پدیدار شناسانه مانند ادراک تصورات ذهنی.
💡 سطور آن همه گوئی فرنگسی است به حجله خطوط آن همه گوئی سیاوشی است در آذر
💡 ذکر این نکته لازم است که هنوز در برخی مناطق خطوط مرزی ایران با همسایگان دقیق نیست.
💡 سری نازک- محیط خطوط طرف نقطه هستیها جز هستی نیست که عین نیستی است،که جناب مقدس او تعالی شأنه از کثرت مبرا است. و اللّه بکل شییء محیط.