لغت نامه دهخدا
خشتک پیراهن.[ خ ِ ت َ ک ِ هََ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بغلک. پارچه چهارگوشه زیر بغل. لَبِنَه. رجوع به خشتک شود.
خشتک پیراهن.[ خ ِ ت َ ک ِ هََ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بغلک. پارچه چهارگوشه زیر بغل. لَبِنَه. رجوع به خشتک شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به فابیولا و پیراهن سیاه اشاره کرد.
💡 حدود یک ماه بعد، وینوکوروف رتبهٔ ششم ردهبندی اصلی جیرو را به دست آورد و پنج روز پیراهن صورتی را به تن داشت.
💡 موسم نوروز در بستان ز باد صبحدم غنچه از غوغای بلبل چاک پیراهن زده
💡 خلعت رنگی ست واجب، گر کشم بر سر سبو نیمه دیگر برین دستار و پیراهن بریز
💡 به باغ رفتم دمی به گل نظاره کردم چو غنچه پیراهن از غم تو پاره کردم