خرگوش اباد
لغت نامه دهخدا
( خرگوش آباد ) خرگوش آباد. [ خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پشت رود بخش فهرج شهرستان بم، واقع در 21هزارگزی جنوب شوسه بم به زاهدان. جلگه، گرمسیر. آب آن از قنات و محصول آن غلات، خرما، حنا و پنبه. شغل اهالی زراعت و راه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
( خرگوش آباد ) دهی است از دهستان پشت رود بخش فهرج شهرستان بم واقع در ۲۱ هزار گزی جنوب شوسه بم به زاهدان - جلگه گرمسیر.
جمله سازی با خرگوش اباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهی پایت از پایه بیرون همی که خرگوش گیری به گردون همی
💡 سگ کوی تو باشم گرچه ندهی به روبه بازیم چون خواب خرگوش
💡 زتا خرگوش یک ستاره است که در صورت فلکی خرگوش قرار دارد.
💡 بی آهویم چو شیر وز خرگوش خواب بخت در جوف گورم، ار چه زهر صید بهترم
💡 خرگوش و تفنگ با نامِ اصلیِ خرگوش مغرور (روسی: Зайка-зазнайка) نام یک کارتون استاپ موشن عروسکی روسی است که در سال ۱۹۷۶ میلادی منتشر شد.
💡 خواب خرگوش بچشم خرد ابن یمین میدهد غمزه شیرافکن چون آهویت