لغت نامه دهخدا
خرک خاکی. [ خ َ رَ ] ( اِ مرکب ) حمارقبان. ( بحر الجواهر ). نوعی کرم باشد. رجوع به حمارقبان شود.
خرک خاکی. [ خ َ رَ ] ( اِ مرکب ) حمارقبان. ( بحر الجواهر ). نوعی کرم باشد. رجوع به حمارقبان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز اهورایی مینوی خویش به تن پدیدنیهای خاکی، دمش جانبخش زیستن فراز آورد
💡 چون شدم خاک درت ای دل و دین از دل و جان نظری بر من خاکی کن و زر گردانم
💡 زان شهیدان که خدنگ تو به جان پروردند کف خاکی به جهان مانده و پیکانی چند
💡 مرغ جان من در این خاکی قفس محبوس توست هم تو بالش برگشا و هم تو بندش برشکن
💡 عبارت روانگرایی در مکانیک خاک برای اولین بار توسط هازن در مسئلهٔ شکست سد کالاوراس در کالیفرنیا مطرح شد. وی دلیل روانی دیوارهٔ خاکی سد را چنین توضیح داد: