لغت نامه دهخدا
خروسوقلا. [ خ ِ ق ُ ] ( معرب، اِ ) غری الذهب. لحام الصاغة. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خروسوقلا. [ خ ِ ق ُ ] ( معرب، اِ ) غری الذهب. لحام الصاغة. ( یادداشت بخط مؤلف ).
غری الذهب لحام الصاغه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمع دار از امتحان جیب عریانی دلت دستما خالیترست از کیسهٔ قلاش ما
💡 تپه بان قلا مربوط به سدههای اولیه ومیانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بیجار، بخش مرکزی، دهستان خورخوره، ۲۰۰ متری جنوب روستای نگارستان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۶۸۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 شبانان کوه قلا را بخواند وزان خرد چندی سخنها براند
💡 به خاک اندر از زین نگون شد قلا ببارید بر جانش ابر بلا