خروس کنگره ٔ عق
لغت نامه دهخدا
خروس کنگره عقل. [ خ ُ س ِ ک ُ گ ُ رَ / رِ ی ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روح نفسانی. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || سخن موزون و موافق. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ):
خروس کنگره عقل پر بکوفت چو دید
که در شب امل من سپیده شد پیدا.خاقانی ( از جهانگیری ).
جمله سازی با خروس کنگره ٔ عق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز شکل طاق و رواقش نشانهای شبدیز ز وضع کنگرههایش نمونهای هرمان
💡 یانه خونخواره طلسمی که سر تا جوران در وی آویخته از کنگره برج حصار
💡 کنگره بینالمللی پرندهشناسی این تغییر را در بهروزرسانی در اواخر همان سال پیروی کرد.
💡 بر فرق هفت آبا زو چار کنگره تاج صدره زشش جهه یافت آنسوی سدر منهاج
💡 حزب توده هم «احمد قاسمی»، «غلامحسین فروتن» و «رضا رادمنش» را به کنگره بیستم فرستاد.