خرمن کلا

لغت نامه دهخدا

خرمن کلا. [ خ َ م َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دشت سر بخش مرکزی شهرستان آمل، واقع در هزاروپانصدگزی خاور آمل و یک هزارگزی شوسه آمل به بابل. دشت، معتدل، مرطوب. آب از رودگرمرود هراز. محصول آن برنج، صیفی، حبوبات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو. در تابستان اغلب سکنه به ییلاقات چلاو می روند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان دشت سربخش مرکزی شهرستان آمل واقع در هزار و پانصد گزی خاور آمل و یک هزار گزی شوسه آمل به بابل دشت معتدل مرطوب آب از رود گرمرود هراز.

جمله سازی با خرمن کلا

💡 وی به عنوان مأمور مؤسسه پینکرتون تخیلش را قوی کرد. وقوع حوادثی چون قتل فرانک لیتل، پایه‌گذار کارگران صنعتی جهان، باعث شد همت فضای خشن آن دوران را بازسازی کند و داستان خرمن سرخ را به نگارش درآورد.

💡 اين گوينده، كه نغمه هاى سخنان روح بخشش در فضاىسواحل دجله پخش مى گرديد، چگونه سخن مى گفت ؟ چگونه الفاظ تاب مى آورد كه دربرابر افكارش قرار گيرد؟ چگونه خرمن لغات در شعله تصوراتش ‍ نمى سوخت ؟

💡 بدیدی جو به جو گیتی ندارد جو در این خرمن مخر چون ترک جو گفتی به یک جو ناز دهقانش

💡 - در زمان او، زمين همى محصول بسيار دهد و مال و خواسته همى خرمن شود.(93)

💡 داغ محرومی بر آرد دود از خرمن مرا شمع چون پروانه را آتش به بال و پر زند

💡 سخاوت مال را از دیده بدبین نگه دارد به از دلجویی موران سپندی نیست خرمن را

محسور یعنی چه؟
محسور یعنی چه؟
پیل یعنی چه؟
پیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز