یحامیر

مترادف‌ها

الاغ‌ها، خرها

لغت نامه دهخدا

یحامیر. [ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ یحمور. ( ناظم الاطباء ). ج ِ یحمور به معنی گورخر: و یؤکل من الوحشیة البقر و الکباش الجبلیة والحمر والغزلان و الیحامیر. ( شرایع، کتاب الاطعمة و الاشربة ). رجوع به یحمور شود.

فرهنگ فارسی

جمع یحمور جمع یحمور به معنی گورخر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران