لغت نامه دهخدا
خرمای اربو. [ خ ُ ی ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خرمالو. خرمای اربه. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به اربه شود.
خرمای اربو. [ خ ُ ی ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خرمالو. خرمای اربه. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به اربه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین مردان و زنان بلوچ برگ خرمای را، که نرمتر هست از برگ نوعی خرمای خودروی(داز)، در آب قرار میدهند تا خیس و نرم گردد سپس آن درمیآوردند و حصیر میبافند.
💡 روزم شب گشت رسم عیدی بفرست خرمای لبت که بوی شیر آید ازو
💡 به شکر چند روزی گشت خشنود که در خرمای مریم استخوان بود
💡 زین هر دو یکی جوی که نائی محروم هم از خرمای بصره هم گندم ری
💡 خرمای زاهدی دارای رطوبت پایین میباشد و از ماندگاری بالا (تا ۳ سال) برخوردار است.
💡 خرمای پنجهعروس نوعی خرما با مزه و طعم بسیار خوب است که در جنوب ایران، به خصوص استان هرمزگان کشت میشود. خرمای پنجهعروس به دلیل مزه و طعم خوبش قابلیت صادرات به خارج از کشور را دارد.