لغت نامه دهخدا
خرغانکث سفلی. [ خ َ ک َ ث ِ س ُ لا ] ( اِخ ) رجوع به ماده فوق شود.
خرغانکث سفلی. [ خ َ ک َ ث ِ س ُ لا ] ( اِخ ) رجوع به ماده فوق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان رستم سه قرار دارد و حدودا" جمعیت سه روستا عرب خاکک. عرب خنیمه سفلی و عرب خنیمه وسطی نفر میباشد.
💡 عالم سفلی که او جز مرکز پرگار نیست چون درین کوی آمدی تو پای بر پرگار زن
💡 خیرآباد سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
💡 طریق عشق را ای دل چو همت راهبر گردد روی زین عالم سفلی بسوی ذروه اعلا
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت اخلمد سفلی ۱۱۳ نفر (در ۳۵ خانوار) بوده است.
💡 کمترین حرفی ز رای جود تو جزوی کزو عالم سفلی مبین، عالم علوی عیان