لغت نامه دهخدا
خرز یمانی. [ خ َ زِ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جِزْع. خرز چینی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرز یمانی. [ خ َ زِ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جِزْع. خرز چینی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرز چینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروغ تیغ یمانی بدیتشان به نبرد شعاع داده چو بهرام در کف کیوان
💡 ز حرص مدح تو همچون سهیل لرزانست حسام خاطر چون کوکب یمانی من
💡 دور جوانی گذشت نوبت پیری رسید برق یمانی بجست گرد نماند از سوار
💡 خط یک سفینه عنبر لب یک خزینهگوهر تن رحمت مصوٌر رخ کوکب یمانی
💡 نقش یمانی ز جام ای پسر ساده آر یعنی یک ساتکین عقیق وش باده آر