خرده مقوا

لغت نامه دهخدا

خرده مقوا. [ خ ُ دَ / دِ م ُ ق َوْ وا ]( اِ مرکب ) قطعات ریز مقوا. قطعات کوچک مقوا که پس از برش بدست می آید و برای مصرف خمیر مقوا بکار رود.

فرهنگ فارسی

قطعات ریز مقوا قطعات کوچک مقوا که پس از برش بدست می آید و برای مصرف خمیر مقوا بکار رود.

جمله سازی با خرده مقوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن سوخته است عشق که سازد یکی هزار هر خرده شرر که کند جان نثار او

💡 اگر خرده‌ای از گل آمد پدید به شکرانه در باخت برگی که هست

💡 مست شده است گوییا کز سر ذوق می‌نهد خرده و خرقه در میان غنچهٔ تنگ حوصله

💡 دخل بحر و کان چه باشد با سخای ذاتیش؟ خرده گل چیست پیش خرج باد نوبهار؟

💡 پوشیده نیست خرده راز فلک ز ما چون صبح ما دوبار درین نشأه زاده‌ایم