خردل بری

لغت نامه دهخدا

خردل بری. [ خ َ دَ ل ِ ب َرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حَرْشاء.لبسان. ایهقان. جرجیری بری. ( یادداشت بخط مؤلف ). در تحفه حکیم مؤمن چنین آمده است: گیاه او را بترکی قچی نامند حرارتش کمتر از بستانی مفتت حصاة و جالی جلد و جهة سرفه مزمن نافع و مقوی ذهن و ضماد او با ماست جهت سعفه مجرب و در سایر افعال مثل بستانیست.

فرهنگ فارسی

حرشائ لبسان ایهقان

جمله سازی با خردل بری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 6 همه كارها را در هر كجا و به هر اندازه كه باشد حاضر خواهند ساخت. (ان تك مثقال حبةّ من خردل فتكن فى صخرة ) (678)

💡 از آنجایی که isthiocyarate ahyl موجود این نوع روغن خردل سمی است و موجب تحریک پوست و غشاهای مخاطی می‌شود.

💡 دليل اين سخن روشن است زيرا كسى كه مى دانداعمال انسان حتى به اندازه خردل و ذرّه هم مورد محاسبه قرار مى گيرد و در دنيا به حسابخود مى رسد و اين بزرگ ترين اثر تربيتى روى او دارد.(204)

💡 در طول جنگ، ایتالیا از گاز خردل استفاده کرد در حالی که هفت سال پیش از جنگ پروتوکل ژنو را امضا کرده بود. ایتالیا از هوا و زمین این گاز را گسترش داد که بنا بر گزارش‌ها تلفات این بمباران شیمیایی ۱۵۰٬۰۰۰ نفر اعلام شد.

💡 تاول زاها از قبیل گاز خردل و لوئیزیت، یا اورتیکانت‌ها از قبیل فسژن اکسیم ایجاد شوند.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز