لغت نامه دهخدا
خردکیشی. [ خ ِ رَ ] ( حامص مرکب ) کارگزاری عقل. دستور عقل و فراست. ( از ناظم الاطباء ).
خردکیشی. [ خ ِ رَ ] ( حامص مرکب ) کارگزاری عقل. دستور عقل و فراست. ( از ناظم الاطباء ).
کارگزاری عقل دستور عقل و فراست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا کفر سر زلفت زد راه دل و دینم جز عشق تو هر کیشی کفر است در آیینم
💡 اوتومو کیشی (به ژاپنی: 大友啓史)، یک کارگردان فیلم متولد استان ایواته است.
💡 ملتی نیست به جز کفر محبت ما را هیچ کیشی نتوان جست به از مطلب ما
💡 مرحمت کیشی که خصم آید اگر عریان برش غنچهشان بر روی هم پوشاندش صد پیرهن
💡 معدلت کیشی که در اقضای عالم گشته است کم ز صیت شهرتش آوازه نوشیروان
💡 شاه پرویز لقا خسرو جم قدر که هست دل و دستش به همه مذهب و کیشی بحرین