لغت نامه دهخدا
خرج دررفته. [ خ َ دَرْ، رَ ت َ / ت ِ ] ( ق مرکب ) خالص. بدون خرج. ارزش پس از کسر مخارج لازم آن.
خرج دررفته. [ خ َ دَرْ، رَ ت َ / ت ِ ] ( ق مرکب ) خالص. بدون خرج. ارزش پس از کسر مخارج لازم آن.
خالص بدون خرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدین نحوه آنچه را که از جایش به دررفته بود، به احوال پیش عودت دادم.
💡 -هارپاگون: نه، بیشعور. منظورم این نبود (پیش خود) اختیار از دستم دررفتهاست، عصبانی شدهام. مبادا از روی بدجنسی چو بیندازی که من پول دارم.
💡 دانشمندانی که این تلاش برای قطع دست و پای او را مطالعه کردهاند، به این نتیجه رسیدند که به دلیل ساخت فیزیکی و مقاومت توپاک آماروی دوم، تکهتکه کردن او از این طریق امکانپذیر نبود. با این حال، دستها و ساقهای او همراه با لگنش از جا دررفته بودند. حتی اگر آمارو از این اعدام جان سالم به درمیبرد، عملاً معلول و ناتوان میشد.
💡 یک بازی مبارزه با جلسات کوچک و اختلال جا دررفته میباشد. بازی به صورت آنلاین و چند نفره است. فرماندهی یک تیم از پنج تا دوست در جنگ شدید در مجموعه ای از نقشهها. مقابله با دشمن خود، قرعه کشی مسیر حمله، جمعآوری محصولات، تخریب دیوار و رسیدن به یک پیروزی. چالش بین تمام دوستان خود (و یا یک سیاره!) به مبارزه سر به سر، با گزینههای بی پایان از تاکتیکها.
💡 يك همسر خوب انسانرا به انواع نيكيها تشويق مى كند، يك خانه وسيع روح و فكر انسانرا آرامش مى بخشد، و آماده فعاليت بيشتر مى نمايد، همسايه بد بلا آفرين و همسايه خوبكـمك مؤ ثرى به آسايش و حتى پيشرفت هدفهاى انسان مى كند، يك مركب بدردخور براىرسيدن به كارها و وظائف اجتماعى عامل مؤ ثرى است، در حالى كه مركب قراضه و زوار دررفته يك عامل عقب ماندگى است، چرا كه كمتر مى تواند صاحبش را به مقصد برساند.