لغت نامه دهخدا
خدابیامرزی خواستن. [ خ ُ م ُ خوا/ خا ت َ ] ( مص مرکب ) طلب مغفرت کردن. مغفرت خواستن.آمرزش خواستن. برای مرده ای از خدا طلب مغفرت کردن. معمولاً چون کسی درگذرد زنده هایی که نام او را میبرندهمراه این نام بردن برای او خدابیامرزی می خواهند.
خدابیامرزی خواستن. [ خ ُ م ُ خوا/ خا ت َ ] ( مص مرکب ) طلب مغفرت کردن. مغفرت خواستن.آمرزش خواستن. برای مرده ای از خدا طلب مغفرت کردن. معمولاً چون کسی درگذرد زنده هایی که نام او را میبرندهمراه این نام بردن برای او خدابیامرزی می خواهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواس ت احمد سوی صحرا بازگشت زانکه جا بودش در آن صحرا و دشت