لغت نامه دهخدا
خباشات العیش. [ خ ُ تُل ْ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) آنچه بگیر آورده باشند از طعام و مانند آن. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از تاج العروس ) ( از آنندراج ).
خباشات العیش. [ خ ُ تُل ْ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) آنچه بگیر آورده باشند از طعام و مانند آن. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از تاج العروس ) ( از آنندراج ).
آنچه بگیر آورده باشند از طعام و مانند آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الیوم من العیش لقاء و شفا الیوم من السکر رکوع و سجود
💡 العیش که بی زحمت مریخ و زحل مهمان عطاردست خورشید امشب
💡 یا مغنی قم فان العمر ضاع لا یطیب العیش الا بالسماع
💡 بعد هذا علیکم التفتیش اطلبوا العیش واترکوا التشویش
💡 فلا و اللّه ما فی العیش خیر و لا الدنیا اذا ذهب الحیا