خایه ٔ ابلیس
لغت نامه دهخدا
خایه ابلیس. [ ی َ / ی ِ ی ِ اِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام سنگی است که از جانب چین می آورند. || مردم مکار و حیله باز. عیار. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مردم مکار و حیله باز عیار
جمله سازی با خایه ٔ ابلیس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لجم بیند فوق در شاهوار پس ز طین بگریزد او ابلیسوار
💡 هست ابلیس از تف آن آتشست جسم تو آنجا بگو تا چون خوشست
💡 بعد از این ابلیس بود اندر کمین سر بدید و شد ورا عین الیقین
💡 مگر شنیده نبودم که در بهشت برین به مکر و شعبده با بوالبشر چه کرد ابلیس
💡 دیگری گفتش که ابلیس از غرور راه بر من میزند وقت حضور
💡 اگر شرک آوری در عین دیدار بمانی همچون ابلیس لعین خوار