خایه دانه
لغت نامه دهخدا
خایه دانه. [ ی َ / ی ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی مروارید بزرگ است که به بیضه ماند. ( از الجماهر بیرونی ص 129 ).
فرهنگ فارسی
قسمی مروارید بزرگ است که به بیضه ماند.
جمله سازی با خایه دانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورش زرده خایه دادش نخست بدان داشتش چند گه تندرست
💡 همچو مرغی که هرزه گرد افتاد نیست جایی که خایهای ننهاد
💡 گر بریش و خایه مردستی کسی هر بزی را ریش و مو باشد بسی
💡 سر اینها ز مایهداری پرس ور نه بنشین و خایه میافشار
💡 شود مار تا بچه اش زآشیان بیارد جهد خایه تُند از میان
💡 خایه اش دانی از چه پاره شده بس زَدستند زیر او رندان