خانه ٔ پرباد
لغت نامه دهخدا
خانه پرباد. [ ن َ / ن ِ ی ِ پ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا. کنایه از این جهان:
همی خواهی که جاویدان بمانی
در این پربادخانه سست بنیاد
تو تا می باد پیمایی شب و روز
در این خانه برآمد سال هفتاد
از این پربادخانه هم به آخر
برون باید شدن ناچار با باد.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
کنایه از دنیا
جمله سازی با خانه ٔ پرباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پرباد نخوت است دماغت چو گردباد دل خوش عبث ز پیروی خار و خس کنی
💡 بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت پرباد چرا نبود سرمست چنین دولت
💡 همه پرباد از آنم که منم نای و تو نایی چو توی خویش من ای جان پی این خویش پسندم
💡 عجب خاکم که من از آتش عشق دماغ چرخ را پرباد کردم
💡 همی خواهی که جاویدان بمانی در این پرباد خانهٔ سست بنیاد
💡 چو یک لخت ازکشتن او گذشت تنش همچنان مشک، پرباد گشت
💡 وقتی به آن خانهٔ پرباد در بالای تپه رسیدیم، متوجه شدیم که پنجرهها به شدت در برابر وزش بادهای شدید کوهستانی مقاومت بسیار کمی دارند.
💡 زندگی در یک خانهٔ پرباد همیشه با چالشهای متعددی از جمله صدای ناهنجار برخورد باد با دیوارهها و احتمال آسیب دیدن سقف ساختمان همراه است.
💡 معماری آن منطقه به گونهای طراحی شده که حتی در یک خانهٔ پرباد نیز بتوان با استفاده از حصارهای طبیعی، آرامش و سکوت را حفظ کرد.