لغت نامه دهخدا
خانه خمیر. [ ن َ / ن ِ خ َ ] ( ص مرکب ) خانه خراب. || فحش گونه ای است که بکسی میدهند مقابل «خانه آباد».
خانه خمیر. [ ن َ / ن ِ خ َ ] ( ص مرکب ) خانه خراب. || فحش گونه ای است که بکسی میدهند مقابل «خانه آباد».
خانه خراب یا فحش گونه ایست که بکسی میدهند مقابل [ خانه آباد ].
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مدیحت چو زند آتش طبعم شعله دود در خانه ی خورشید منور فکند
💡 در سینه هرچه بود، سپردم به دست عشق آری همین علاج بود دزد خانه را
💡 یارب آنها که پی قتل تو فتوا دادند زندگانی ترا خانه به یغما دادند
💡 نیاوردم از خانه چیزی نخست تو دادی همه چیزِ من چیزِ توست
💡 هرکجا دست برزنی به سر زلف رود از خانه بوی مشک به برزن
💡 اگر به خشک لبی چون صدف شوی قانع به خانه نهر ز آب گهر توانی برد