خامه ٔ افشان

لغت نامه دهخدا

خامه افشان. [ م َ / م ِ ی ِ اَ] ( اِ مرکب ) که بر آن افشان نقره یا طلا کرده باشند.( آنندراج ). قلم طلاکاری. ( ناظم الاطباء ):
تا شد ز عرق ابروی اوخامه افشان
خون کرددلم را همه چون مامه افشان.مفید ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

که بر آن افشان نقره یا طلا کرده باشند.

جمله سازی با خامه ٔ افشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایکه در کوی محبت دامن افشان می روی آستین بر آسمان افشان و دامن بر زمین

💡 مکانیسم گرده افشانی بکار گرفته شده توسط یک گیاه بستگی به روش گرده افشانی استفاده شده دارد.

💡 رفتی و دیده چون صدف بی گهر بماند ای نور دیده گهر افشان من بیا

💡 بال همت و عشقم خود به بام عرش افشان تا فرشته رشک آرد بر مقام انسانی

💡 گرفتم اینکه به جایی نمی‌رسد کوشش چو شوق ننگ فسردن مکش پر افشان باش

💡 دماغ بال افشانی ندارد عندلیب ما چه بودی گر قفس همسایه این آشیان بودی

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز