لغت نامه دهخدا
خاصه مرد. [ خاص ْ ص َ / ص ِ ی ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اهل و عیال مرد.
خاصه مرد. [ خاص ْ ص َ / ص ِ ی ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اهل و عیال مرد.
اهل و عیال مرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی به رخ او سد، با همه تاب آفتاب خاصه که او طرف گل، بر مه تابان شکست
💡 تو خضر وقتی و شب ظلمتست در قدح آویز که باده آب حیاتست خاصه از لب ساقی
💡 مفسرين عامه و خاصه در تفسير اين آيه اقوال مختلفى دارند كه درذيل به برخى از آنها اشاره مى شود:
💡 چون تو در هر کار سلطانی و خاصه در سخن من چه گویم کاین بدیهه چندگانی آمد است
💡 نهایتاً در ۱۰۰۸ گیلان در اراضی خاصه که توسط وزیران اداره میشدند گنجانیده شد..
💡 107. عنايات خاصه مولا ابوالفضل العباس عليه السلام ديباچه هيئت انصارالعباس تهران