خاص گشتن

لغت نامه دهخدا

خاص گشتن. [ خاص ص گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) محرم شدن. ندیم خاص شدن. مقرب شدن:
ثریا بر ندیمی خاص گشته
عطارد بر افق رقاص گشته.نظامی.

فرهنگ فارسی

محرم شدن ندیم خاص شدن

جمله سازی با خاص گشتن

💡 انجم و افلاک به گشتن دَرَند راحت و محنت به گذشتن دَرَند

💡 کسی را که تیمار دادش بقا شد فنا گشتن از خود چه تیمار باشد

💡 جز گرد عوانان نبود گشتن تو تو سگ مگسی بلی عوانان چو سگان

💡 چون در میان نتوان کرد دست با شیرین ضرورتست چو فرهاد در کمر گشتن

💡 زهره ندارم ای جان گرد در تو گشتن زیرا که در ره تو تاب عسس ندارم

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز