حیدرقاضی خان

لغت نامه دهخدا

حیدرقاضی خان. [ ح َ دَ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاربلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان. واقع در هیجده هزارگزی جنوب باختری قصبه بهار و هفت هزارگزی جنوب شوسه همدان به کرمانشاه. دارای 450 تن سکنه. محصولاتش توتون، لبنیات و غلات. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان چهار بلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان واقع در هیجده هزار گزی جنوب باختری

جمله سازی با حیدرقاضی خان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از جهانداری برآسود و جهانرا گفت دان از پس من شه قدر خان را جهانبان دگر

💡 هر که عشق او بهشت، از مدبری و کافری آتشی از دوزخش در خان و مان انداخته

💡 رحم آر بر بیچارهٔ از خان و مان آوارهٔ ای منبع لطف و کرم از وصل خودکامش بده

💡 از فرّ توگرفت چو نیکو نگه‌کنند اندر زمین توران ملکی که خان گرفت

💡 تا هست جهان به کام خان باد خان کام‌ستان و کامران باد

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز