لغت نامه دهخدا
حصن مرحب. [ ح ِ ن ِ م َ ح َ ] ( اِخ ) نام یکی از قلاع خیبر. ( امتاع الاسماع ج 1 ص 314 ).
حصن مرحب. [ ح ِ ن ِ م َ ح َ ] ( اِخ ) نام یکی از قلاع خیبر. ( امتاع الاسماع ج 1 ص 314 ).
یکی از قلاع خیبر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو بود و چار شد از ضرب دستش راکب و مرکب چوز دبر فرق مرحب، از غضب تیغ دو پیکر را
💡 1004- مرحب خيبر از اين دو قلعه بيرون آمد كه توسط على عليه السلام كشتهگرديد، ابن اثير، ج 2، ص 218 و 220
💡 (و با دست اقتدار خود به مرحب نشان داد كه بزرگترين قدرتمندان در برابر اوناتوانند).
💡 مرحبا بردست حیدرگو که او مرحب کش است ورنه از خود اینهمه جوهر ندارد ذوالفقار
💡 آنـگاه از همان گرد راه با يك ضربت فرق سر مرحب را شكافت و به خاك هلاكتش انداخت وخيبر به دستش فتح شد.
💡 زلفش از بس کافر آمد ز ابروی چون ذوالفقار حیدر آسا ز آن دو نیمش همچو مرحب میکند