لغت نامه دهخدا
حسین کوکبی. [ ح ُ س َ ن ِ ک َ ک َ ] ( اِخ ) ابن احمدبن اسماعیل از فرمانروایان علوی طبرستان که در 251-253 هَ. ق. حکومت کرده است. رجوع به علویان طبرستان شود.
حسین کوکبی. [ ح ُ س َ ن ِ ک َ ک َ ] ( اِخ ) ابن احمدبن اسماعیل از فرمانروایان علوی طبرستان که در 251-253 هَ. ق. حکومت کرده است. رجوع به علویان طبرستان شود.
ابن احمد بن اسماعیل از فرمانروایان علوی طبرستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند از هر کوکبی نیشی به چشمِ من خورد؟ وقت شد کآتش زنم این خانهٔ زنبور را
💡 مراست طالع بیدار و کوکبی فیروز شبی که فکر توام از دو دیده خواب برد
💡 گردون شود نگون و رخ مهر و مه سیاه کافتاده در لحد چه تو تابنده کوکبی
💡 تا تو اندر بند رنگ و طبع و چرخ و کوکبی کی بود جائز که گویی دم قلندروار زن
💡 خاک را هر ذره یابی کوکبی بر اوج چرخ آب را هر قطره بینی یوسفی در قعر چاه