لغت نامه دهخدا
حسین خلوتی. [ ح ُ س َ ن ِ خ َل ْ ] ( اِخ ) ابن عبداللطیف. رجوع به حسین عمری شود.
حسین خلوتی. [ ح ُ س َ ن ِ خ َل ْ ] ( اِخ ) ابن عبداللطیف. رجوع به حسین عمری شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دون جووانی نوعروس را به خلوتی کشانده و شروع به ابراز عشق میکند؛ وقتی به دخترک قول ازدواج میدهد الویرا سر رسیده و مانع فریب خوردن زرلینا میشود و او را از آنجا دور میکند.
💡 و گفت: عمری است تا میخواهم که با خداوند خویش خلوتی دارم که شبلی در آن خلوت در میانه نبود.
💡 یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدم زین طرف میل است زان سو رغبتی می بایدم
💡 درین محفل چراغی بر نسیم صبح می خندد که از فانوس با خود خلوتی در انجمن دارد
💡 شدی غایب دمی با من خیالت خلوتی دارد که خالی نیست از چشمم دمی در خواب و بیداری
💡 مساحت حمام ۳۰۰ متر مربع بوده و شامل قسمتهای: ورودی، میاندر، گرمخانه، نظافتخانه، سرویسهای بهداشتی، خزینه و خلوتی است.