حسن کلبی

لغت نامه دهخدا

حسن کلبی. [ ح َ س َ ن ِ ک َ ] ( اِخ ) ابن علی. نخستین امیر از امراء کلبی جزیره صقلیه ( سیسیل ). وی در آغاز از اسیران لشکر منصور فاطمی بود و از طرف وی در336 هَ. ق. حاکم سیسیل شد و شورش مردم را با زور فرونشاند. پس قسطنطین پادشاه روم ناوگان دریایی به جنگ او فرستاد. منصور فاطمی ناوگانی که دارای 7 هزار سوار و سه هزاروپانصد پیاده بود به کمک او فرستاد و بر روم پیروز شد و «ریو» و «کالابریه » را در ایتالیا بگرفت و در شهر ریو مسجدی بساخت و پس از مرگ منصور در341 هَ. ق. فرزند خود احمد را بجای خویش نشانید و خود در مهدیه در افریقا بزیست و از نزدیکان معز فاطمی بود تا در 350 هَ. ق. درگذشت. ( زرکلی چ 1 ص 232 ).

فرهنگ فارسی

ابن علی نخستین امیر از امرائ کلبی جزیره صقلیه

جمله سازی با حسن کلبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در وادی عدل تو ز افراط سیاست کلبی است نگه دار رمه گرگ شبان را

💡 دیو جانس کلبی از حکیمان سترگ یونان مردی پرهیزگار بود، خواسته گرد نمی کرد و در خانه بسر نمی برد. وقتی اسکندر به حضورش خواند.

💡 بخار جوع کلبی از چهل گام به مغز من همی آمد ز دیگت

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز