حسام بک زاده

لغت نامه دهخدا

حسام بک زاده. [ ح ُ ب َ دَ ] ( اِخ ) علی پاشا. او به زمان سلطان محمدخان رابع کاپتن پاشا بود و درسال 1060 هَ. ق. آنگاه که سمت محافظی ردوس داشت به منصب کاپیتن دریا منصوب گردید. و در سفر کرید ( کرت )آنگاه که کشتی های او در بغاز محصور دشمن بود، شبانه به استخلاص کشتی ها موفق شد و دو سال بعد در جنگ دریائی در ساحل ایمروز دچار طوفان شدید شده و کشتی های اوتباه و تلف شد و از این رو وی را عزل و اموال او رامصادره کردند. و بعدها در سال 1070 هَ. ق. بار دیگر منصب کاپیتن پاشائی به وی داده شده و در 1072 هَ. ق. در سفر دریای سفید درگذشت. ( قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

علی پاشا او بزمان سلطان محمد خان رابع کاپتن پاشا بود

جمله سازی با حسام بک زاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به کوشش آمده بر سر حسام تو در رزم به بخشش آمده برتر کف تو از دریاست

💡 آنچه از عشق تو پنهان داشتی ابن حسام این زمان بر چهره زردش همه پیداست آن

💡 چو سایه گردد تن از حسام چون خورشید چو یخ شود دل در رزم همچو تابستان

💡 بر پای دل ابن حسام است کمندی زان طرّه که بسته است به یک موی تو ما را

💡 از قلم در دست تو فعل حُسام آمد پدید دیده‌کس مصری قلم را قدرت زرین حسام

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز