لغت نامه دهخدا
حزین نائنی. [ ح َ ن ِ ءِ ] ( اِخ ) میرزا محمد اشعار عربی او را در نفائس اللباب آورده است. ( ذریعه ج 9 ص 235 ).
حزین نائنی. [ ح َ ن ِ ءِ ] ( اِخ ) میرزا محمد اشعار عربی او را در نفائس اللباب آورده است. ( ذریعه ج 9 ص 235 ).
میرزا محمد اشعار عربی او را در نفائس اللباب آورده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز کف بربوده ایمان حزین را زلف او، زاهد مگو از سجده دیگر، کافر زنّاری ما را
💡 دریا اگر چه هست در آغوش ما حزین لب تر ز جوی خویش، چو آب گهر کنیم
💡 این رقص را با صدای حزین و لیریک موسیقی به صورت روان و حرکات مداوم و ظریف میرقصند و مدت زیادی، بخصوص در مراسمهای عروسی باکو و نخجوان متداول بود.
💡 گم شد ره بیرون شد، از آن زلف حزین را ای دل بفروز آتش آهی، شب داج است
💡 همچو من بخت سیه را کس نمیپوشد حزین با وجود تیرهروزیها فروزانم چو شمع