حره ٔ لیلی
لغت نامه دهخدا
حره لیلی. [ ح َرْ رَ ی ِ ل َ لا ] ( اِخ ) جایی است بنی مرةبن عوف بن سعدبن ذُبْیان بن بغیض... را در راه مدینة. و بعضی گویند بدان سوی وادی القری است از جهت مدینه و بدانجا نخلستان و چشمه ها باشد. ( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
جائیست بنی مره بن عوف ابن سعد ابن بغیض را در راه مدینه
جمله سازی با حره ٔ لیلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۷ اوت ۲۰۰۴، کارن بر اثر ذات الریه در خانه بازیگران لیلیان بوث در انگلوود، نیوجرسی، در ۹۲ سالگی درگذشت.
💡 دل دیوانه میزد با خیال نرگست نقشی ز شوخیهای مژگان تو، داغ چشم لیلی شد
💡 این گروه مخلوطی از پیانو (هر از گاهی کیبورد و کیتار)، ترکیبکننده، درام (به همراه مخلوطی از درام الکترونیک در بعضی قسمتها)، خوانندگی، و گاهی یوکه لیلی به همراه دارد.
💡 سرمه دان دریاکشان را برنیارد از خمار شد خمار لیلی از چشم غزال افزون مرا
💡 گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را ز سبزی داغ دارد چهرهٔ او خال لیلی را
💡 این اصطلاح با مانگای پورنو لزبین از دههٔ ۱۹۹۰ آغاز شد، همچنین به طور مشخصی کمیک Misuto Managa Magazine Misuto (۱۹۹۶-۱۹۹۹)، بهشدت گلهای لیلی نمادین را برجسته کرد.