لغت نامه دهخدا
( حره عذرة ) حره عذرة. [ ح َرْ رَ ی ِ ع ُ رَ ] ( اِخ ) کُرْتوم. موضعی است. ( معجم البلدان ). رجوع به عُذْرة و کرتوم شود.
( حره عذرة ) حره عذرة. [ ح َرْ رَ ی ِ ع ُ رَ ] ( اِخ ) کُرْتوم. موضعی است. ( معجم البلدان ). رجوع به عُذْرة و کرتوم شود.
موضعی است
💡 خوراك دشمنان اهل بيت در رجعت، عذره (54) انسان خواهد بود چنانچه حق تعالى فرمودهاست: (... ان له معيشة ضنكاً)(55).
💡 از اين جهت است كه قاضى ماوردى و قاضى ابويعلى گفته اند كه ثلث وادى القرى ازآن پيامبر خدا(ص ) بود. زيرا كه يك ثلث به بنى عذره و دو ثلث به يهوديان تعلقداشت كه رسول خدا(ص ) بر اساس نيمى از آن با يهوديان صلح كرد. به اين ترتيبتمامى آن به سه قسمت شد و يك ثلث به پيغمبر(ص ) تعلق گرفت... (469).
💡 معاويه در جواب گفت: در چنين موقعى (بنى عذره ) امتناع مى ورزيدند. به طورى كهگفته اند سعد بن ابى وقاص از بنى عذره به وجود آمده بود.
💡 467- حمزه رئيس بنى عذره نخستين كسى از سرزمين حجاز بود كه با صدقات بنىعذره به خدمت رسول خدا(ص ) رسيد. اسدالغازه، ج 2، ص 57.
💡 - فداى تو شوم، اگر من نزد شما بيايم پس چه كسى همدم يزيد به عذره مى شود كه همراه من است ؟ گفتم:
💡 اولياى خدا دنيا را شناخته اند، اگر كسى نزد ابن سيرين كه تعبير خواب مىداند برود و بگويد من خواب ديده ام كه به مستراح افتادم و لباس و بدنم متنجسشده است، او چنين تعبير مى كند كه: پول زيادى به تو مى رسد دنيا به تو روى مىآورد و...! او مى خواهد بگويد كه مال حرام به اندازه اى پست و بى ارزش است كه در عالممعنا عذره اى بيش نيست.