حبیب بن مسلمه فهری

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حبیب بن مسلمه بن مالک الاکبر قرشی فهری، مکنی به ابو عبدالرحمن از نوادگان وائلة بن عمرو بن شیبان، در صحابی بودن وی اختلاف است، از یاران معاویه به شمار آمده و از سرشناسان زمان خود بود.
نام کامل وی، حبیب بن مسلمة بن مالک الاکبر بن وَهْب بن ثَعْلَبه است. مادر وی دختر نافِش بن وهب بن ثعلبه (ناقِش) بن وَهْب بن ثعلبه بود. پدرش مسلمه فهری بود که حبیب از وی روایت نقل کرده است. اهل شام برای او فضایل بسیاری برشمرده و وی را مستجاب الدعوة خوانده اند. به خاطر کثرت فتوحاتش در شام و روم وی را مورد تمجید قرار داده و لقب حبیب الروم و حبیب الدُرُوب بر وی نهاده اند. نسب حبیب به بنی مُحارب بن فِهْر، از طوایف قریش، می رسد، از این رو به فِهری و قُرَشی منسوب است. گاه نیز از او با نسبت حجازی و مکی یاد کرده اند.کنیه او را ابو عبدالرحمان، ابومَسْلَمَه یا ابوسَلَمَه و ابوسعید ذکر کرده اند.
← تاریخ ولادت حبیب
برخی حبیب را از اصحاب پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) دانسته اند که احادیثی از ایشان حفظ و روایت کرده است و نیز معتقدند وی در برخی غزوات شرکت داشته است، اما مکحول در این قضیه تردید کرده و اظهار داشته است که از فقهای زمان در این باره سؤال کرده است و آنان اظهار بی اطلاعی نموده اند. واقدی نیز صحابه بودن حبیب را نپذیرفته، چرا که حبیب در زمان وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) دوازده سال بیش تر نداشت و در هیچ جنگی هم شرکت نکرده بود. تنها شامیان ادعا کرده اند که وی همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) جنگ کرده است. نقل شده است که روزی حبیب ظاهراً برای شرکت در جنگی نزد رسول خدا رفت. پدرش خود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) رساند و با این بیان که «این پسر، دست و پای من است» عدم تمایل خود را از رفتن فرزندش ابراز نمود. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز او را باز گرداند. چون در همان سال، پدر حبیب از دنیا رفت، حبیب به قصد شرکت در جنگ (احتمالا غزوه تبوک) به مدینه نزد پیامبر رفت.
← نظر زبیر در صحابی بودن وی
منابع از اقدامات و فعالیت های حبیب در دوره ابوبکر یاد نکرده اند، اما از خدمات وی در دوره عمر و عثمان و نیز معاویه سخنان زیادی گفته شده است.او در زمان عمر، در فتح شام تأثیرگذار بود.
← فتح غوطه و حومه
...

جمله سازی با حبیب بن مسلمه فهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمدبن مسلمه به كعب گفت: من مى خواهم مطلبى را با تو در ميان بگذارم به شرط آن كهبه كسى نگوئى، گفت: باشد بگو، گفت: آمدن اين شخص(رسول الله صلى الله عليه و آله ) به مدينه براى ما بلائى شد، عرب همگى ما رادشمن داشتند، رابطه ما با آن ها قطع گرديد،اهل و عيال ما ضايع شد، خودمان به مشقت افتاديم، كعب گفت: من ازاول اينها را به تو گفته بودم.

💡 (زندگانى جز خوش گذرانى و كام گرفتن چيز ديگر نيست، گر چه مردم تو راسرزنش كنند.) بعد فرياد زد اى جان جانان درست گفتى، خدا نابود كند آن كسى را كهمرا در مهر تو سرزنش مى كند؛ اى غلام برو به برادرم مسلمه بگو به جاى من به مسجدبرود و نماز بخواند.

💡 مسلمانان مبارز، هنگامى كه دژ ( ناعم ) را در جنگ خيبر در محاصره خويش گرفته بودند،محمودبن مسلمه، به ديوار دژ تكيه داده بود. در همان هنگام مرحب خيبرى از بالاى دژ، سنگبزرگى را در ميان آنان انداخت. اين سنگ به محمود اصابت كرد و وى را به شدت زخمىنمود. مسلمانان، محمود را به ( رجيع ) بازگردانده و به مداواى وى پرداختند. ولىتلاش آنان تاءثيرى در حال محمود نداشت و پس ازتحمل سه روز درد و رنج، شربت شهادت نوشيد.

💡 حبيب بن مسلمه گفت: يا على ! عثمان خليفه مسلمين بود به كتاب خداعمل مى كرد، خلافت او بر تو سخت و گران بود، با او دشمنى كرديد و او را كشتيد، اگرتو او را نكشتى پس از خلافت كناره گيرى كن، و اين امرا را به شورا واگذار كن، تامردم بين خود، خليفه انتخاب كنند.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز