حبه الحلاوه

لغت نامه دهخدا

( حبةالحلاوة ) حبةالحلاوة. [ ح َب ْ ب َ تُل ْ ح َ وَ ] ( ع اِ مرکب ) انیسون. || شبت. شبث.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دانه گیاه انیسون ۲ - تخم شبت.
انیسون شبث

جمله سازی با حبه الحلاوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همچنین می‌توانید روزانه ۳ حبه سیر را به صورت خام مصرف کنید.

💡 چو جان جان شده‌ای ننگ جان و تن چه کشی چو کان زر شده‌ای حبه‌ای چه اندوزی

💡 خموش کن ز بهانه که حبه‌ای نخرند در این مقام ز تزویر و حیله طناز

💡 حبه مى گويد: به خدا قسم على در همين حال بود تا صبح طلوع كرد.(21)

💡 چو حب دوست، حمایت کند ندارم باک به نیم حبه نباشد غم رقیب مرا

💡 پیاز داغ را با یک حبه سیر له شده تفت دهید، سپس زردچوبه را به آن اضافه کرده و تفت دهید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران