حبه السمنه

لغت نامه دهخدا

( حبةالسمنة ) حبةالسمنة. [ ح َب ْ ب َ تُس ْ س ِ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) حب السمنة.حب الحنکلا. نقل خواجه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) حب السمنه

جمله سازی با حبه السمنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنها که یکی حبه ز حب تو بخوردند در دام اجل هیچ نگردند گرفتار

💡 دریا نباشد قطره‌ای با ساحل دریای جان شادی نیرزد حبه‌ای در همّت غمناک من

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز