لغت نامه دهخدا
حاث باث. [ ث ِ ث ِ ] ( ع ص مرکب، از اتباع ). ترکهم حاث باث؛ گذاشت ایشان را پراکنده و متفرق. حوث بوث. حوثاً بوثاً. رجوع به حوث و بوث شود.
حاث باث. [ ث ِ ث ِ ] ( ع ص مرکب، از اتباع ). ترکهم حاث باث؛ گذاشت ایشان را پراکنده و متفرق. حوث بوث. حوثاً بوثاً. رجوع به حوث و بوث شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمار سال ۲۰۰۱ پادشاهی متحد، جمعیت باث و نواحی اطرافش را حدود ۱۶۹ هزار نفر اعلام کرد.
💡 او در دبیرستان پلیموث و سپس مدرسه شبانهروزی سلطنتی برای دختران افسران ارتش در باث تحصیل کرد. او سپس در سال ۱۸۸۱ به کالج زنان آکسفورد که به تازگی افتتاح شده بود، پیوست و در سال ۱۸۸۳ آن را ترک کرد. خواهرش که تحصیلات تقریباً مشابهی داشت، در سال ۱۸۸۴ آنجا را ترک کرد
💡 نام دیگری که در این دوره از تاریخ باث، مهم بهشمار میرود، دکتر ویلیام الیویر است. او کسی بود که بیمارستان عمومی باث را برای فقرا تأسیس کرد.
💡 سالها پس از اینکه رومیها این شهر را ترک کردند، به سال ۵۷۷، آنگلو ساکسونها به خرابههای باقیمانده از شهر و حمامهای رومی وارد شدند. مکان این شهر، مقدس پنداشته میشد و در سال ۹۴۴ دیری برای عبادت، در مکان کنونی صومعهٔ باث، تأسیس گشت.
💡 احتمال میرود که انسانهای ماقبل تاریخ (احتمالاً سلتها)، باث و چشمههای آب داغاش را میشناختند.