فرهنگستان زبان و ادب
{contour furrow} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] جویی که برای جلوگیری از رَواناب و فرسایش خاک در جهت خلاف شیب زمین احداث می شود
{contour furrow} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] جویی که برای جلوگیری از رَواناب و فرسایش خاک در جهت خلاف شیب زمین احداث می شود
جویی که برای جلوگیری از رَواناب و فرسایش خاک در جهت خلاف شیب زمین احداث میشود.
💡 او رنگ شد ز نظم «نظیری » تراز یافت اگر خود برون ز دایره بندگان نشست
💡 وانکه از سایه اقبال تو برتافته روی شده سرگشته تراز ذره و در خور شده است
💡 در ميان خلفاى سه گانه راشدين، عمر بن خطاب منصف تر، و يا به عبارتى كم غش تراز ابوبكر و عثمان بود، و لذا با عبارات گوناگون، و در موارد مختلف، به اعلميت وارجحيت اميرالمؤمنين (عليه السلام ) اعتراف نموده، و از محضر آن حضرت كسب فيض نمودهاست.
💡 تراز، ابزار اندازهگیری برای تشخیص افقی (تراز) یا عمودی (شاغول) بودن سطوح است. انواع مختلفی از تراز توسط نجارها، سنگتراشان، بناها، نقشهبردارها، عکاسان و فیلمبرداران استفاده میشود.
💡 بلندترین و پستترین نقاط ارتفاعی شهرستان به ترتیب برابر ۳۹۱۵ متر و ۱۹۵۰ متر از سطح دریا هستند که بر این اساس ارتفاع متوسط منطقه ۲۹۳۲ متر محاسبه میشود، در صورتیکه تراز سطوح ارتفاعی، میانگین ارتفاع شهرستان را بین خطوط تراز ۲۴۰۰ تا ۲۵۰۰ متر نشان میدهد.
💡 تراز پرداختهای تجاری گامبیا در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ به ترتیب (۱۷۲-) و (۲۰۶-) میلیون دلار بود.