لغت نامه دهخدا
جوله زار. [ ج َ / جُو / جو ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) مَرغزار. چمن زار. ( برهان ).
جوله زار. [ ج َ / جُو / جو ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) مَرغزار. چمن زار. ( برهان ).
( اسم ) مرغزار چمن زار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر عنکبوت جوله در تار و پود آن چه از ذوق صنعت خود ذوق دگر نداند
💡 انتظار جوله ساقی کبابم میکند می به ساغر آب حیوان و به مینا آتش است
💡 ((لا تشتدن عليكم فره بعدها كره، و لا جوله بعدها حمله )) (191)
💡 این وسیله شبیه پارچ آب، باگردن باریک و دهانهای گشاد و در اندازههای گوناگون ساخته میشود. در گذشته برای دوشیدن شیر و نگهداری انواع مواد لبنی از آن بهره میگرفتند از نقشهای متداول روی بدنه جوله میتوان از جوله نقش مارپیچ، نقش زنجیرهای و نقش حلوایی نام برد. بزرگترین نوع جوله مندر نامیده میشود که حدود ۱۸کیلوگرم گنجایش دارد. نوع دیگری از جوله که جوله کون نام دارد از ریشه درخت افرا تراشیده میشود.
💡 ((لا تشتدن عليكم فره بعدها كره، و لا جوله بعدها حمله، و اعطوا السيوف حقوقها، ووطنوا للجنوب مصارعها)) (186)