جوجه گیری کردن

لغت نامه دهخدا

جوجه گیری کردن. [ جو ج َ / ج ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جوجه کشی کردن. رجوع به جوجه کشی شود.

فرهنگ فارسی

جوجه کشی کردن

جمله سازی با جوجه گیری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جولیا موسکین، با نویسندگی برای نیویورک تایمز، جوجه یانگنیوم را «آپوتئوز سبک کره ای» مرغ سرخ شده نامید.

💡 یک‌ مرغ‌، جفت‌ و جوجه به‌ شاهین‌ سپرده‌ است یک مرغ جفت و جوجه ببر درکشیده است

💡 بیضه جوهر تیغت چو دهد جوجه مرگ آبش از خون سر دشمن و از مغز غذاست

💡 آهنگ ژاپنی هارینِزومی از توتا کاسامورا نیز دربارهٔ دوراهی جوجه‌تیغی است.

💡 ای خدنگ غمزهٔ جانان ز تنهایی منال مرغ دل چون جوجه زیر بال و پر گیرد تو را

💡 در تنگنای بیضه بود جوجه از قصور پر زد سوی قصور چو شد طایر شرف

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز