لغت نامه دهخدا
جلجال حبشی. [ ج َ جا ل ِ ح َ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خشخاش سیاه را گویند. ( از یادداشت های دهخدا ).
جلجال حبشی. [ ج َ جا ل ِ ح َ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خشخاش سیاه را گویند. ( از یادداشت های دهخدا ).
💡 ختنی خط حبشی خال و فرنگی رویی به ختن روی نهم یا به حبش یا به فرنگ
💡 خال مشکین که بر آن چاه زنخدان بینی حبشی بچه ای افتاده ز شوخی ست به چاه
💡 در واقع این مثل برده حبشی، نه در منابع خوارج آمده و نه در باب شرایط امام چنین روایتی داریم.
💡 حبشیان همچنین میخواستند حمیریانی را که معترض کاروانهای بازرگانی و تجاری حبشیان بودند را از بین ببرند.
💡 آن یمانی گهر روم ستان کز فزعش پشت افلاک چوی موی حبشی پرشکن است
💡 به پرچم حبشی شکل رایتت که ظفر به هندویش میان بسته می رود عمدا