جلالت ماب
مترادفها
عالیجناب، والا مقام
لغت نامه دهخدا
( جلالت مآب ) جلالت مآب. [ ج َ ل َم َ ] ( ص مرکب ) کسی که مرجعش بزرگی است. در مراسلات در خطاب به بزرگتر این لفظ را نویسند. ( فرهنگ نظام ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) دارای جلالت: جناب جلالت ماب آقای...
جمله سازی با جلالت ماب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جلالت و عظمت شاءن فاطمه مادر شاءن فاطمه مادر رسيد رضى همين بس كه مىگويند: شيخ مفيد رحمة الله كتاب (كتاب النساء) را براى او نوشته و در مقدمه كتاب ازاو به بانويى محترم و فاطمه ياد كرده است.(75)
💡 300- براى شرح عظمت و جلالت مختار (ره ) به كتاب نفيس (( الغدير )) ج 2،ص... مراجعه فرمائيد.
💡 چه خان جهان جلالت که از جلالت و شان ز خسروان جهاندار در شمار آمد
💡 تو را سعادت چون بندگان کند خدمت تو را جلالت چون چاکران برد فرمان
💡 بادی تو بر سریر جلالت، که خصم تو در خاک از حسام تو مدفون همی شود
💡 برخى منابع كهن، او را باب امام صادق عليه السلام و برخى، باب امام كاظم عليهالسلام بر شمرده اند كه نشانگر جلالت قدر او است. (541)
💡 در آن داستانهای تاریخی قدیمی، وقتی که سفیر یک کشور به دربار پادشاه میرسید، با احترام بسیار و با استفاده از عبارت جلالت ماب، پیام پادشاه سایر ملتها را ابلاغ میکرد.
💡 ندیم در میان جمع ایستاده بود و با صدای لرزان خطاب به پادشاه گفت که جلالت ماب، تمامی مردمان در انتظار فرمان جدید و عدالت از سوی شما هستند.
💡 نویسنده در استفاده از کلمات فاخر مانند جلالت ماب، سعی کرده است تا فضای اشرافی و با شکوه دوران باستان را به خوبی برای خوانندگان داستان بازسازی کند.