لغت نامه دهخدا
جفته بینی. [ ج َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) اقعم. کژبینی. کج بینی. آن که در بینی او کژی باشد.
جفته بینی. [ ج َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) اقعم. کژبینی. کج بینی. آن که در بینی او کژی باشد.
اقعم کژبینی کج بینی آن که در بینی او کژدی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به یکجا هر دو چون طاوس خفته که الحق خوش بود طاوس جفته
💡 شب تیره شاه جهان خفته بود چو شیرین به بالینش بر جفته بود
💡 تا درافشان شد از دهانش فرید بر سر طاق عالمش جفته است
💡 چه جفته می زنی کز بار رستم یکی دم هشتمت بهر چریدن
💡 قد تو بود تیر و کمان آسا ابروت من جفته قد از حسرت آن تیر و کمانت