جشن زفاف
مترادفها
جشن عروسی، جشن ازدواج
متضادها
عزاداری
لغت نامه دهخدا
جشن زفاف. [ ج َن ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جشن عروسی. جشن زناشوئی. جشن ازدواج. جشنی که برای زفاف و زناشوئی بر پا می کنند. جشنی که در شب عروسی بر پا می کنند. مجلس سور و شادمانی که برای زناشوئی ترتیب میدهند. رجوع به جشن عروسی... ذیل ماده جشن در همین لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
جشن عروسی. جشن زناشوئی جشن ازدواج. جشنی که برای زفاف و زناشوئی بر پا میکنند.
جمله سازی با جشن زفاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلک و ماشطۀ ناطقه بد چونکه قضا از عدم کرد مرو را سوی ایجاد زفاف
💡 زفاف خانه گردون خراب باد که روزی همی ز عقل و زمانه نبات زاید از ابنا
💡 جانب پهنه وغا چشمی و چشمی از قفا بزم زفاف و روی من رزم مصاف و رای من
💡 « ويس و ناپاك شدن او در شب زفاف و محروم ماندن ويرو از وى و جز اينها، قراينى
💡 نتیجه ای ندهد جز خسارت ار چه شود قضا به فرض محال از زفاف او وطرم
💡 کار من با شکر و عود آمدست اندر زفاف وین محقر نزد آن مهتر نداردبس خطر