جدول کشیدن
مترادفها
رسم کردن، ترسیم کردن
لغت نامه دهخدا
جدول کشیدن. [ ج َدْ وَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) جوی بندی کردن. نهرکشی کردن. جدول بندی. رجوع بجدول بندی شود. || شکل جدول ضرب یا جدولهای دیگر کشیدن. نظیر پیرامون صفحات کتاب خطوط موازی رسم کردن:
گر فتد پرتو رخسار تو در ساغر می
جدول نورکشد چون مژه رگهای مرا.طاهر وحید ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- کشیدن صورت خط کشیده کشیدن مربع یا مربع مستطیلی که دارای خانه های شطرنجی باشد. ۲- احداث جوی و نهر کردن.
جمله سازی با جدول کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مخارج حکومتی را که مجبور به کشیدن جور یک امپراتوری بود تابع وفاداری و درستی این اشراف گستاخ، و مؤکول به درآمد متوسط زمینها و معادن خود کرده بود.
💡 به چندین گنج رنج و محنت عالم نمیارزد چرا باید کشیدن رنج عالم ترک راحت کن
💡 در دسامبر ۲۰۲۰ یک عملیات بازیابی موفقیتآمیز منجر به بیرون کشیدن اکرانوپلان از آب شد. بر اساس تصاویر ماهوارهای، لون در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۱ بهطور کامل به ساحل کشیده شد.
💡 قدم از وادی شوقت کشیدن، نیست مقدورم مرا گر خار پا از دیده چون مژگان برون آید
💡 بیهوده فکر اسباب خم ریخت در بنایت تا چند بار دنیا چون آسمان کشیدن