جدول تقویم
لغت نامه دهخدا
جدول تقویم. [ ج َدْ وَ ل ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خطوط تقویم است. ( از آنندراج ):
شود ز جدول تقویم کهنه آب روان
کند رطوبت امسال اگر اثر در پار.کلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از خطوط تقویم است
جمله سازی با جدول تقویم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بشکل جدول تقویم بر وی بسی خطهای بی پرگار و مسطر
💡 پی بحوادث برد ز جدول تقویم پرده ی گردون درد به نور سطرلاب
💡 ززخم و زردی رویم چو روی اسطرلاب زجوی خون همه خطش جدول تقویم
💡 از خون رخ رنگینش پر از جدول تقویم وز اشک پر از گوهر ناسفته بناگوش
💡 تا چند غم این ره پر بیم کشیم بر چهره ز خون، جدول تقویم کشیم
💡 من برای برنامهریزی دقیق سفرهای خود در سال آینده، تمام روزهای تعطیل و مناسب را با دقت در جدول تقویم مشخص کرده و یادداشت نمودهام.
💡 وقتی به جدول تقویم نگاه میکنم، متوجه میشوم که جلسات مهم کاری من در هفتههای آینده بسیار فشرده شده و زمان کمی برای استراحت دارم.
💡 کارمند جدید شرکت از او خواسته شد تا تمام تاریخهای مهم و ضربالاجلهای پروژهها را در جدول تقویم عمومی دفتر ثبت و نگهداری کند.