لغت نامه دهخدا
جثه داری. [ ج ُث ْ ث َ / ث ِ ] ( حامص مرکب ) بزرگی. کلانی. جسامت. تنومندی. ( ناظم الاطباء ).
جثه داری. [ ج ُث ْ ث َ / ث ِ ] ( حامص مرکب ) بزرگی. کلانی. جسامت. تنومندی. ( ناظم الاطباء ).
بزرگی کلانی جسامت تنومندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احساس میکنی داری به بلوغ میرسی؛ رشد میکنی. گفتن این حرفها به پدرت هیچ فایدهای ندارد. اما فکر کردن به چنین موضوعاتی باعث میشود شاید باعث شود تا در دوران پادشاهی تو، چنین حوادثی اتفاق نیفتد.
💡 مزرعی داری زمینش از خس و خاشاک پر چون کند یک دانه در آبشخور صد بوته خار؟
💡 زمان شوخ چشمانست و بی اصلان اگر داری ازین یک مایه بسمالله خود اندر گرد حرص افگن
💡 سبوی خود چو بشکستی به بحر ما چو پیوستی بشو غواص این دریا که دُری پربها داری
💡 انجمن صنفی نگارخانهداران (انجمن گالری داران تهران) در سال ۱۳۹۷ با با هدف گسترش و توسعه فعالیت اقتصادی گالری داری و نیز ساخت و سازهبندی جدید برای این حرفه تشکیل شد.
💡 دیگر مراکز برده داری دیگر در سنگال در شمال در سنلوئی یا در جنوب در گامبیا است. این منطقه در فهرست میراث جهانی یونسکو جای دارد.