جبهه ٔ شیر خارید

لغت نامه دهخدا

جبهه شیر خاریدن. [ ج َ هََ / هَِ ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه است از کمال قوت و دلاوری. ( آنندراج ):
در کف عشقیم عاجز ورنه در میدان رزم
شیرمردان را ز مژگان جبهه میخاریم ما.صائب.- جبهه شیر به مژگان خاریدن، جبهه شیر به ناخن خاریدن، جبهه شیر به ناخن خراشیدن؛ کار غیرممکن کردن. کنایه از کار ناشدنی کردن.

جمله سازی با جبهه ٔ شیر خارید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنار یکی نهر، خارید سر کلاهش فتاد اندر آن نهر در

💡 مکنید آنچه از پشیمانیش دست خائید و سر همی خارید

💡 گریزنده را حربه خارید پشت برون شد ز سینه سنان چار مشت

💡 پرش را به منقار خارید و گفت که من آنچه گوئی ندارم شگفت

💡 کرا برجست چشم این شادمانی کرا خارید کام این ارمغانی

💡 خارید سرم گفت که ای مسکینم دل می‌ندهد ره که چنینت بینم

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز