لغت نامه دهخدا
تیغباران کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بارانی از شمشیر بر دشمن فروریختن. جنگی سخت با شمشیر کردن:
بر ایشان یکی تیغباران کنید
بکوشید و رزم سواران کنید.فردوسی.رجوع به تیغ و ترکیبهای آن و ماده قبل شود.
تیغباران کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بارانی از شمشیر بر دشمن فروریختن. جنگی سخت با شمشیر کردن:
بر ایشان یکی تیغباران کنید
بکوشید و رزم سواران کنید.فردوسی.رجوع به تیغ و ترکیبهای آن و ماده قبل شود.
بارانی از شمشیر بر دشمن فرو ریختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با کپی کردن دادهها در یک فایل، خروجی آن چاپ میشود. سیستمهای دیگر قابلیت مشابهای را ارائه میکنند که تمایل به مجازی سازی دستگاهها را در یک سطح پایینتر دارند؛ بنابراین هر دو دستگاه و فایلها بیانگر مفهوم سطح پایینتری میباشند.
💡 تمیزی گر نمیبود آنقدر عبرت نبود اینجا تحیر نامه در دست از مژه وا کردن خویشم
💡 پدر همهکاری بود و میتوانست زن و فرزندان خودش را در صورت ناتوانی از فراهم کردن معاش خانواده، به فروش برساند.
💡 )استفاده کنیم و در هر مرحله برای پیدا کردن مولفه با بیشتربن بازه، کمینه و بیشینه را برای هر مولفه بیابیم (از
💡 اگر صد بار هر روزی برانی از بر خویشم شد آمد از سر کویت رها کردن توان؟ نتوان
💡 هدف از این سامانه روشن کردن مسیر برای راننده، مشخص بودن خود خودرو و ارائه اطلاعاتی دربارهٔ اندازه، موقعیت قرارگیری خودرو و سرعت حرکت خودرو میباشد.